عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

480

منازل السائرين ( فارسى )

ظَلُوماً جَهُولًا . « 1 » ما امانت خود را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه كرديم ، ولى از برداشتن اين بار سنگين خوددارى كردند ، درحالى كه انسان ، اين بار امانت را بر دوش كشيد كه او بسى ظلوم و جهول است . آنگاه مولوى به صورت‌پرستان و ظاهربينان مىتازد و مىگويد : چند صورت ، آخر اى صورت‌پرست * جان بىمعنىات از صورت نرست گر به صورت آدمى انسان بدى * احمد و بوجهل ، خود يكسان بدى نقش بر ديوار مثل آدم است * بنگر از صورت چه‌چيز او كم است جان كم است آن صورت باتاب را * رو بجو آن گوهر كمياب را « 2 » شهود حسى سالك وقتى به عالم غيب مرتبط شد ، واردات غيبى از طريق حواس ظاهرهء او قابل كشف است ؛ مثلا با همين چشم سر مىتواند حقايق غيبى را ببيند يا با گوش آواى غيبى را بشنود يا با شامه ببويد ، زيرا اصل و ريشهء حواس ظاهره ، دل است و چون دل به منبع غيب اتصال پيدا كند ، صدور حقايق از طريق حواس ظاهرى ممكن است . به قول مولوى : پنج حس با يكديگر پيوسته‌اند * زانكه اين هر پنج ز اصلى رسته‌اند ديدن ديه فزايد نطق را * نطق اندر دل فزايد صدق را صدق ، بيدارى هر حس مىشود * حس‌ها را ذوق مونس مىشود « 3 » اين نوع كشف و شهود در متون ما مصاديق فراوان دارد كه به چند نمونه آن در اينجا مىپردازيم : حصول كشف از طريق حس شامه حصول كشف از طريق حس را به نفحات الهى تعبير مىكنند ، به طورى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ، در حديثى معروف ، فرمودند : ان لربكم فى ا يام دهركم نفحات الا فتعرضوا لها . « 4 »

--> ( 1 ) . احزاب / 72 . ( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 1018 و 1021 . ( 3 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 3236 تا 3239 . ( 4 ) . مصباح الانس ، حمزه فنارى ، ص 108 .